آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان نوجوونهای ایرانی یه روز یه امریکایی یه ژاپنی یه ایرانی در مسابقات تربیت سگ شرکت میکنن به اینا میگن هر چی بلدین به سگهاتون یاد بدین ما یه سال دیگه میایم تا هر کی سگ رو خوب تربیت کنه جایزه مال اونه. خلاصه یه سال میگذره مسولین برمیگردن. اول میرن سر سگ امریکایی میبینن سگه داره چت میکنه تعجب میکنن میرن پیش ژاپنی میبینن سگش داره غذا میپزه بازم تعجب میکنن در نهایت میرن میبینن سگ ایرانیه افتاده زمین حتی نای بلند شدن نداره از ایرانیه میپرسن اقا این چه وضعشه؟ ایرانیه با اعتماد به نفس میگه یه لحظه صبر کنین، بعد یه تیکه نون خشک از جیبش در میاره
تو همون لحظه سگه بلند میشه میگه : جعفر تو رو خدا اون یه تیکه رو بده بخورم .....!
به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید ... ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش ! **** به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!! **** به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد **** به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه ! **** سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . . **** به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..
نظرات شما عزیزان: چهار شنبه 29 خرداد 1392برچسب:, :: 1:22 بعد از ظهر :: نويسنده : یه آدم خوب
![]() ![]() |